تاسوعا و عاشورای حسینی

تاسوعا شب تکمیل و تکامل است، مقدمه جانفشانی است. عجیب نیست که تاسوعا را با نام تو آزین بسته اند ای علمدار، ای سبو به دست صحرای عطش و ای کسی که غبار رنج و ملال از چهره خورشیدی حسین(ع) می زدودی. سلام خدا بر دستان آب آورت.سلام خدا بر دستان سبزت که به آواز بلند ندا در می داد«ای گرگان گرسنه کوفی و شامی، این خون حیدر است که در رگهایم جاری است». نامت بر چکاد آفتاب نوشته باد.
*******
آفتاب -چشم شرمنده آسمان- از شفق جدا می شود و در وسط آسمان، تماشای این ننگ بزرگ بشری را مات می ایستد. بغض زمین و آسمان، در خون عقده بسته و راه فریاد را مسدود کرده است. کمر نخلها از سنگینی داغ فرزندان آفتاب خمیده است. نسیم آرام و بی صدا می وزد و لباس غربت را بر تن هابیل آفتاب تکان می دهد و زمین و آسمان به هم تسلیت می گویند؛ امروز عاشورا است.
*******
حسین(ع) تصویری ازلی است که بر بغض آسمان ها و زمین نقش شده است.